أبو مخنف الأزدي ( مترجم : جواد سليمانى )
32
مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي )
حجاز به پاى شما نمىرسد ، [ اگر در مكه بمانى ] مردم از هر سوء يكديگر را به بيعت با شما دعوت مىكنند ، عمو و داييم فدايت ، از حرم جدا نشو ، به خدا قسم اگر شما از دست ما به روى بعد از شما ما به بندگى و بردگى برده مىشويم ! « 1 » ورود امام حسين عليه السّلام به مكّه ( 1 ) [ امام عليه السّلام ] راهش را ادامه داد تا اينكه به مكه رسيد ، و شب جمعه [ يعنى چهارمين شب ماه شعبان ] وارد مكه شد ، ماه شعبان و رمضان و شوّال و ذى القعده تا هشتم ذى الحجّه را در مكه ماند . [ در اين مدت ] اهالى مكه نزد [ حضرت ] رفت و آمد مىكردند ، كسانى كه براى اعمال عمره در مكه به سر مىبردند و مردم بلاد دور دست نزد حضرت مىآمدند . در اين زمان عبد الله بن زبير در مكه بود ، و ملازم خانه خدا [ كعبه ] شده بود . بيشتر روز را به نماز مىايستاد و طواف مىكرد ، و همراه كسانى كه نزد حسين عليه السّلام مىآمدند ، گاهى دو روز پشت سر هم و گاه يك روز در ميان ، پيش آن حضرت مىآمد و هر وقت مىآمد رايزنى مىكرد [ يعنى در مورد اوضاع و احوال روز از امام عليه السّلام نظر خواهى مىكرد ] برايش حضور احدى از خلق الله به اندازه حضور حسين عليه السّلام در مكه سنگين نبود . زيرا مىدانست تا زمانى كه حسين عليه السّلام در اين شهر باشد اهل حجاز هرگز با او بيعت نمىكنند و از او پيروى نمىنمايند چرا كه حسين عليه السّلام در ديدگان و دلهايشان بزرگتر و دلكشتر از اوست . « 2 » نامههاى اهالى كوفه و پاسخ امام عليه السّلام ( 2 ) وقتى خبر مرگ معاويه به اهالى كوفه رسيد ، مردم عراق عليه يزيد قيام كردند ،
--> ( 1 ) تاريخ طبرى ، 5 : 351 ، ادامه خبر عقبه و رك : تذكرة الخواص ، 243 ، با كمى تغيير . ( 2 ) تاريخ طبرى ، 5 : 351 ، ادامه خبر عقبه و رك : ارشاد شيخ مفيد ، 2 : 36